حكيم ابوالقاسم فردوسى
1275
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
[ آگاهى يافتن خسرو پرويز از كار بهرام و نامه نوشتن به خاقان ] چنين تا خبرها بايران رسيد * بر پادشاه دليران رسيد كه بهرام را پادشاهى و گنج * ازان ِ تو بيش است نابرده رنج پر از درد و غم شد ز تيمار اوى * دلش گشت پيچان ز كردار اوى همى راى زد با بزرگان بهم * بسى گفت و انداخت از بيش و كم شب تيره فرمود تا شد دبير * سر خانه را كرد پيكان تير بخاقان چينى يكى نامه كرد * تو گفتى كه از خنجرش خامه كرد نخست آفرين كرد بر كردگار * توانا و دانا و به روزگار برآرندهء هور و كيوان و ماه * نشانندهء شاه بر پيش گاه گزايندهء هر كه جويد بدى * فزايندهء دانش ايزدى ز نادانى و دانش و راستى * ز كمى و كژّى و از كاستى بيابى چو گويى كه يزدان يكيست * ورا يار و همتا و انباز نيست بيابد هر آن كس كه نيكى بجست * مباد آنك او دست بد را بشست يكى بنده بد شاه را ناسپاس * نه مهتر شناس و نه يزدان شناس يكى خرد و بيكار و بىنام بود * پدر بر كشيدش كه هنگام بود نهان نيست كردار او در جهان * ميان كهان و ميان مهان كس او را نپذرفت كش مايه بود * وگر در خرد برترين پايه بود بنزد تو آمد بپذرفتيش * چو پر مايگان دست بگرفتيش كس اين راه برگيرد از راستان ؟ * نيم من بدين كار همداستان چو اين نامه آرند نزديك تو * پر انديشه كن راى تاريك تو گر آن بنده را پاى كرده ببند * فرستى بر ما شوى سودمند و گرنه فرستم ز ايران سپاه * بتوران كنم روز روشن سياه چو آن نامه نزديك خاقان رسيد * بران گونه گفتار خسرو شنيد فرستاده را گفت فردا پگاه * چو آيى بدر پاسخ نامه خواه فرستاده آمد دلى پر شتاب * نبد زان سپس جاى آرام و خواب همى بود تا شمع رخشان بديد * بدرگاه خاقان چينى دويد بياورد خاقان هم آنگه دبير * ابا خامه و مشك و چينى حرير بپاسخ نوشت آفرين نهان * ز من بنده بر كردگار جهان دگر گفت كان نامه برخواندم * فرستاده را پيش بنشاندم تو با بندگان گوى زين سان سخن * نزيبد ازان خاندان كهن كه مه را ندارند يك سر بمه * نه كه را شناسند بر جاى كه همه چين و توران سراسر مراست * بهيتال بر نيز فرمان رواست نيم تا بدم مرد پيمان شكن * تو با من چنين داستانها مزن چو من دست بهرام گيرم بدست * و زان پس به مهر اندر آرم شكست نخواهد مرا داور از آب پاك * جز از پاك ايزد مرا نيست باك ترا گر بزرگى بيفزايدى * خرد بيشتر زين بدى شايدى بران نامه بر مهر بنهاد و گفت * كه با باد بايد كه باشيد جفت